Skip to content
14 دسامبر 2013 / نيما نامداري

از نظر آماری، بهترین آدم تاریخ کیست؟

?Statistically, who’s the greatest person n history

مقاله جالبی است. ابتدا توضیح میدهد مردم چطور بهترین ورزشکار سال در بیس‌بال رو انتخاب می‌کنند و به نقش ورزشکار در موفقیت‌های تیمش به عنوان مهم‌ترین عامل اشاره می‌کند طبیعی است که این شاخص با مقایسه ورزشکاران در شرایط مشابه محاسبه می‌شود یعنی شما یک ورزشکار را با ورزشکار دیگری در همان فصل مقایسه کرده و می‌گویید یکی بهتر از دیگری بوده‌است. پس انتخاب «بهترین» دو بازیکن که در دو لیگ متقاوت یا در دو زمان متقاوت بازی کرده‌اند بی‌معنا است.

حالا چطور می‌شود شخصیتهای تاریخی را بر همین اساس رده‌بندی کرد مثلا بهترین رئیس جمهور آمریکا چه کسی بوده؟ پاسخ این سوال عملا ممکن نیست چون هر رئیس جمهوری در دوره خودش با شرایط متفاوتی روبرو بوده و نمی‌شود هیچ شاخصی را پیدا کرد که مستقل از شرایط نشان دهنده صرفا توانایی و عملکرد خود رئیس جمهور باشد. به همین دلیل هم جز مقایسه محبوبیت روسای جمهور در نظرسنجی‌ها شاخص دیگری برای رده‌بندی آنها نداریم. همین وضعیت درباره دانشمندان، هنرمندان، فلاسفه، نویسندگان و دیگر شخصیتهای تاریخی وجود دارد. چه کسی بهترین یامهم‌ترین است؟ شاید این سوال احمقانه به نظر بیاید ولی واقعیت این است که ما برای اینکه بتوانیم تحولات تاریخی و تاثیرات اجتماعی آنها را درک کنیم خیلی وقت‌ها چاره‌ای جز این گونه مقایسه‌ها نداریم.
فرض کنیم بتوانیم شاخصی به عنوان «اهمیت» (Significance) هر فرد داشته باشیم به معنای میزان مشارکتی که یک فرد در عالم داشته در مقایسه با متوسط تاثیر آدمهای معمولی،  آن وقت با چالشهای مفهومی و عملی زیادی برای سنجش این شاخص روبرو خواهیم شد. اینجا است که پای Culturonomics (البته رایجش Culturomics است) وسط می‌اید که روش تازه‌ای است برای بررسی موضوعات فرهنگی بر اساس تحلیل ریاضی متون دیجیتال. دو محقق به اسم  Ward و Skiena نشسته‌اند و بر اساس یک الگوریتم ریاضی، متون دیجیتال روی اینترنت را تحلیل کرده‌اند تا بتوانند آدم‌های مهم را رده‌بندی کنند. الگوریتم آنها بر اساس چند شاخص تعریف شده که ترکیبی از تعداد لینک به صفحه آدم‌ها در ویکی‌پدیا، تعداد لینک از صفحات ویکی‌پدیا به اسم این آدم‌ها، تعداد بازدید هر صفحه، تعداد کلمات هر صفحه و تعداد دفعات ویرایش هر صفحه است. چالش اصلی آنها تعریف روشی بود که سلبریتی و آدم مهم را از هم تفکیک کند. یعنی بتواند ضمن اینکه شهرت را در نظر می‌گیرد تاثیرگذاری را هم به آن اضافه کند آن هم با وزن بیشتر. همین طور آنها باید به پایداری و زوال شهرت هم توجه می‌کردند کسی که قرنها شهرت دارد از کسی که شهرتش چند سالی بیشتر دوام نمی‌اوردم اهمیت بیشتری دارد. نتیجه کار در قالب یک کتاب منتشر شده و به تفکیک در حوزه‌های مختلف، آدم‌های مهم رده‌بندی شده‌اند از سیاستمدار و رهبر مذهبی گرفته تا خواننده و هنرپیشه.
نویسنده مقاله ایرادات کار را ذکر کرده مثلا اینکه به دنیای انگلیسی زبان محدود است و یا به خوبی نتوانسته شهرت را از تاثیرگذاری تمیزدهد. یا اینکه در حدود ۱۱۶۰۰۰ نفر در ویرایش متون ویکی‌پدیا نقش داشته‌اند و این ۱۱۶ هزار نفر هیچ وقت نمی‌توانند نمونه خوبی از کلیت قضاوتهای ۷ میلیارد بشر باشند. اما آن چیزی که در مقاله برای من جالب بود نتیجه کار نبود بلکه روش انجام آن بود. فرض این است که دانش و اطلاعات بشری کمابیش دیجیتال شده و به همین دلیل امکان تحلیل آماری دانش بشر فراهم شده‌است. در این صورت یک روش تحقیق جدید در مطالعات فرهنگی و اجتماعی ایجاد شده که شاید خیلی دقیق‌تر از روشهای قبلی باشد. طبیعی است این تازه اول داستان است و هنوز خیلی راه مانده تا Culturomics به یک متدولوژی جاافتاده بدل شود (اگر کلا شکست نخورد البته) ضمنا آدم‌های بالای لیست مهم‌ترین‌های تاریخ که با این روش به دست آمده اینها هستند:
مسیح
ناپلئون
محمد
شکسپیر
آبراهام لینکلن
جورج واشنگتن
هیتلر
ارسطو
الکساندر کبیر
توماس جفرسون
هنری هشتم
داروین
الیزابت اول
مارکس سزار
ملکه ویکتوریا
مارتین لوتر
استالین
انیشتین
کریستف کلمب

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: