Skip to content
29 مه 2013 / نيما نامداري

فرود جليلي و فراز روحاني چقدر جدي است؟

در حدود يك سال پيش حدسم اين بود كه گزينه‌هاي اصلي انتخابات سال 92 قاليباف، جليلي، لاريجاني و عارف هستند و پيش‌بيني كرده‌بودم برنده جليلي خواهدبود. اگر ولايتي را جاي لاريجاني بگذاريد (كه هيچ تفاوت سياسي‌اي با هم ندارند) و روحاني را هم به بازي اضافه كنيد كمابيش حدسم درست بوده، اما پيش‌بيني‌ام براي نتيجه چه؟ جليلي برنده مي‌شود؟

الان شانس كمتري براي او قائل هستم. اخرين نظرسنجي معتبري كه شنيدم (مربوط به يك هفته پيش) قاليباف را با حدود 22 درصد پيشتاز نشان مي‌داد و ولايتي و جليلي را هم با در حدود 10 درصد شانه به شانه هم و بعد حداد با حدود 4 درصد و مابقي كمتر از 3 درصد. البته در حدود 30 درصد هم گفته بودند تصميم‌ نگرفته‌اند و مابقي هم گفته بودند راي نمي‌دهند.‌ قطعا در اين نظر سنجي‌ها عدم مشاركت كمتر از واقع ديده مي‌شود به خاطر ترسي كه خيلي از مردم در پاسخ گويي دارند.

فكر مي‌كنم قاليباف با 8 تا 10 ميليون راي به دور دوم برود. رقيب او احتمالا بين ولايتي و جليلي خواهدبود. تا چند روز پيش شانس بيشتري براي جليلي قائل بودم. ولي او كاملا فاقد استراتژي است. پيش‌بيني يك سال پيش من درباره موفقيت جليلي با اين فرض بود كه مشايي (يا كانديداي ديگر اختصاصي احمدي‌نژاد) رد صلاحيت خواهدشد و احمدي‌نژاد براي حفظ امنيت خود و اطرافيانش و همين طور باز نگاه داشتن باب رياست جمهوري در اتنخابات سال 96 چاره‌اي ندارد جز اينكه به دنبال رياست جمهوري كسي باشد كه اگر مريد او نيست دست كم مخالفش هم نباشد. تنها چهره‌اي كه اين ويژگي را داشت (و دارد) جليلي است. او مي‌تواند به مثابه پلي ميان احمدي‌نژاد و بخش جوان‌تر اصولگرايان عمل كرده و جايگاه احمدي‌نژاد در قدرت را پس از پايان دوره رياست جمهوري تضمين كند.

جليلي فعلا در قبال احمدي‌نژاد سكوت كرده، نه از او حمايت مي‌كند و نه از او انتفاد مي‌كند. ادامه اين وضعيت او را از بازي حذف خواهد كرد. به ويژه آنكه مهارت تبليغاتي او در حد صفر (و شايد منفي) است. نه حرف زدن بلد است نه ايده خاصي دارد نه حرف جديدي دارد نه لحن جديدي دارد، دقيقا هيچ! او اگر مي‌خواهد رقيب جدي قاليباف باشد چاره‌اي ندارد جز اينكه احمدي‌نژاد را ترغيب كند از او حمايت جدي و علني كند. و گرنه با يكي دو ميليون راي نه تنها انتخابات را مي‌بازد بلكه ديگر امكان ديدن خانم اشتون را هم نخواهد داشت.

ولايتي تنها مزيتي كه دارد اين است كه به چشم و گوش عوام آشنا است و در انتخاباتي كه سوپراستار ندارد اين خود مزيتي است. شما وقتي فروشگاه مي رويد كه مثلا پنير بخريد اگر از قبل تصميم نگرفته باشيد كه چه ماركي بخريد قطعا ماركي را برمي‌داريد كه اسمش براي‌تان آشنا باشد. ولايتي فعلا مارك آشنايي است كه مثل حدادعادل، بدنام و مثل رضايي، بي‌اعتبار نشده‌است. عوام او را مي‌شناسند بدون‌ انكه الزاما خاطره منفي خاصي از او در ذهن داشته باشند.

اما عارف و روحاني چه مي‌كنند؟ همان قدر كه روحاني نسبتا خوب عمل كرده عارف بد عمل كرده‌است. در حالي كه عارف راحت‌تر مي‌توانست بخشي از اصلاح‌طلبان را پشت خود جمع‌كند و با حملات چكشي به احمدي‌نژاد نقش مخالف وضعيت موجود را ايفا كند عملا اين كار را روحاني مي‌كند. اگر هر دو در انتخابات بمانند موفقيتي نخواهند داشت. اگر عارف همين وضعيت را ادامه بدهد بايد با غرضي و محسن رضايي و آراي باطله براي كسب رتبه آخر رقابت كند و به همين دليل فشار روي او بيشتر خواهدشد كه به نفع روحاني كنار بكشد. اگر عارف كنار بكشد و روحاني هم همين روند را ادامه بدهد احتمالا هاشمي به تصريح و با احتمال كمتر خاتمي به تلويح از او حمايت خواهند كرد. در اين صورت هيچ بعيد نيست روحاني بتواند با حدود 7 تا 10 ميليون راي خودش را به دور دوم برساند.

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: