Skip to content
26 آوریل 2013 / نيما نامداري

پرسش چهارم: چه نامزدي براي اصلاح‌طلبان بهتر است؟ خاتمي بيايد يا نيايد؟

اگر بخواهم سه نوشته قبلي را خلاصه كنم اين سه گزاره مي‌شود:

  • يك، بايد در انتخابات مشاركت كرد
  • دو، به نفع سرنوشت مملكت است كه رئيس‌جمهور بعدي، فردي هماهنگ با رهبري باشد
  • سه، هدف اصلاح طلبان از شركت در انتخابات نبايد برنده شدن باشد بلكه بازسازي گفتمان، احياي تشكيلات، بازگرداندن اميد و برقراري ارتباط با حكومت، هدف‌هاي مفيد و ممكن هستند.

پرسش بعدي اين است كه چه نامزدي براي اصلاح‌طابان بهتر است؟ طبيعتا پاسخ به اين پرسش مستلزم پاسخ به پرسش ديگري است: خاتمي بيايد يا نيايد؟ پاسخ من منفي است. فكر مي‌كنم به دلايل زير بهتر است خاتمي نامزد انتخابات نشود:

1- آمدن خاتمي فضا را دوقطبي و احساساتي مي‌كند. اگر خاتمي نامرد شود به اين معنا است كه اصلاح‌طلبان براي برنده شدن‌ آمده‌اند. به همين دليل همه ما وظيفه خود مي دانيم در انتخابات شركت كنيم و به او راي بدهيم. چنين شرايطي مجال نقد دروني و بازسازي تشكيلات را از بين خواهدبرد و همان فضاي احساسي و شعارزده سال 88 را بازسازي مي‌كند. حالا فرض كنيد خاتمي برنده نشود (كه من احتمال آن را زياد مي‌دانم) وضعيت آن روز ما از امروز هم بدتر خواهدبود، نااميدتر، از هم‌پاشيده‌تر و مضمحل‌تر.

2- «وقتي شما با اصلي‌ترين بازيكن  خود وارد ميدان مي‌شويد معنايش اين است كه بازي را جدي گرفته‌ايد. اگر بازي را جدي گرفته‌ايد معنايش اين است كه قواعد و ضوابط اين بازي و صلاحيت داور آن را پذيرفته‌ايد. اگر اين طور است بايد بگوييد چرا چهار سال پيش به اتهام تقلب، مملكت را به هم ريختيد. در اين چهار سال چه چيز تغيير كرده؟» اگر خاتمي كانديدا شود تز اصلي‌ حملات رقبا به او همين  چند جمله ساده خواهد بود. 50 روز به انتخابات مانده و ما هنوز نمي‌ دانيم خاتمي چه پاسخي براي اين  حمله دارد كه بتواند ميليونها راي‌دهنده خاكستري را قانع كند.

3-‌آمدن خاتمي باعث مي‌شود درون اصولگرايان وحدت نسبي ايجاد شده و نزاعي كه درون آنها شكل گرفته و به گمان من براي پوست ‌اندازي حاكميت مفيد است از بين برود. در اين حالت مساله احمدي نژاد براي آنها فرعي شده و مساله خاتمي اصلي خواهدشد. اتفاقا اين فضا به نفع دار و دسته احمدي‌نژاد بوده و دست آنها را در رقابت‌هاي درون جناحي بالا خواهدبرد. ضمن اينكه من بعيد مي‌دانم در هيچ حالتي حكومت به رئيس‌جمهور شدن خاتمي رضايت دهد حتي اگر به قيمت ابطال انتخابات و تغيير قانوني يا غيرقانوني نتيجه آن باشد.

4-دو قطبي خاتمي- مشايي همان چيزي است كه احمدي نژاد مي‌خواهد و احتمال تاييد صلاحيت مشايي را افزايش مي‌دهد. زيرا بخشي از اصولگرايان معتقدند مشايي راي خاتمي را مي‌شكند. ضمن اينكه رقابت با خاتمي باعث مي‌شود توپخانه افشاگري تيم احمدي نژاد از سمت اصولگرايان به سمت خاتمي تغيير مسير دهد. احمدي‌نژاد نشان داده در فضاي دو قطبي بهتر مي‌تواند مانور دهد و نامزد شدن خاتمي فرصتي است كه اميد را به اردوگاه حاميان احمدي‌نژاد برخواهدگرداند.

5- فرض محال كه محال نيست، فرض كنيد خاتمي رئيس‌جمهور شد، چگونه مي‌خواهد كار كند؟ كسي كه شش سال است يك كلمه با رهبر مملكت حرف نزده، كسي كه تمام رسانه‌هاي رسمي و تريبونهاي حكومتي در اين چهار سال او را فحش‌باران كرده‌اند، كسي كه حتي سايت شخصي ‌اش فيلتر است، با آن روحيه مسالمت‌جو چگونه مي‌خواهد از فرداي انتخابات تعامل با قدرت را آغاز كند؟ وانگهي، هر كس رئيس‌جمهور بعدي باشد چاره‌‌اي جز متوقف كردن پرداخت نقدي يارانه‌ها را ندارد. چه اصراري داريم كه اصلي‌ترين شمايل اصلاح‌ط‌لبي و تجدد ديني را در موقعيتي قرار دهيم كه آب باريكه حيات و ممات تهي‌دستان و فرودستان را قطع كند؟ حواس‌مان هست در نتيجه اين اقدام چه قضاوتي درباره رئيس‌جمهور اصلاح‌طلب و متجدد در ذهن طبقات پايين جامعه ايجاد خواهدشد؟ تشديد بدبيني و كينه و شكاف ميان فرادستان و فرودستان به نفع كيست؟

با اين پيش‌فرضها به نظر من بهتر است اصلاح‌طلبان با نامزد اختصاص خود وارد انتخابات شوند اما آن نامزد خاتمي نباشد. مخالف حمايت از يك نامزد اصولگراي ملايم (مثلا قاليباف يا روحاني) هستم زيرا هيچ نفعي براي اصلاح‌طلبان ندارد، نه سيگنال قوي‌اي به حاكميت است و نه به بازسازي تشكيلات و گفتمان كمكي مي‌كند. پيشنهاد من كسي است كه روي او حساسيت كمتري در نظام باشد، سابقه  ضد جنبش سبز نداشته باشد (يعني مثلا مثل عارف نباشد كه در بيشتر مراسمهاي عليه جنبش سبز شركت ‌كرد)، سابقه اجرايي و اقتصادي داشته باشد كه اين روزها در مردم ايجاد اعتماد مي‌كند، جذابيت رسانه‌اي داشته باشد، معتقد به تشكيلات باشد و چهره‌هاي مهمي مانند خاتمي و هاشمي و نوري و … به يك اندازه حامي اش باشند. در مجموع در ميان گزينه‌هاي موجود صرفا دكتر نجفي واجد اغلب اين ويژگي‌ها است. اگرچه او هم ضعف هايي دارد.

پرسش اول: وضعيت امروز اصلاح‌‌طلبان چگونه‌است؟

پرسش دوم: آيا اصلاح طلبان بايد در انتخابات شركت كنند؟

پرسش سوم: چخ نتيجه‌اي در انتخابات به نفع مملكت است؟

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: