Skip to content
21 مارس 2013 / نيما نامداري

پوپوليسم

مدتها است كه در اين وبلاگ مطلب سياسي ننوشته‌ام (البته غيرسياسي هم چندان ننوشته‌ام)، نه اهميت سياست در اين مدت كم شده نه حساسيت و توجه من به آن كاهش يافته، فقط انگيزه ندارم. انگيزه ندارم چون دو سه سال است احساس مي‌كنم كار سياسي در اين مملكت فعلا در سيطره عوامفريب‌ها ‌است. پوپوليستهاي رنگارنگ بر سياست ايراني چنبره زده‌اند. تحليل‌هاي سطحي‌، قضاوتهاي بي‌دليل، خبررساني‌هاي دروغ و رمانتيك‌بازي‌هاي غيرمسئولانه واقعيتي است كه در سياست امروز ايران بيشتر از هر چيز ديگري مي‌بينم. خيلي وقتها شك مي‌كنم واقعا در اين هياهو و قيل و قال كسي هم نگران سرنوشت مملكت هست؟ كسي هم نسبت به بهبود شرايط احساس مسئوليت مي‌كند؟ از پوپوليسم سياه كه انتظاري نيست،داغ و درفش و  دروغ را هشت سال است بر سرمان آوار كرده، اما پوپوليسم سبز را چه بايد كرد؟ آنها كه تا دو سه ماه پيش به كمتر از «كودتاي انتخاباتي» براي توصيف انتخابات 88 قائل نبودند دوباره هوادار «اصلاحات انتخاباتي» شده‌اند!

امروز مقاله‌اي از دكتر احمد نقيب‌زاده مي‌خواندم درباره انتخابات و پوپوليسم كه كمي التيام‌بخش بود. نقيب‌زاده معتقد است پوپوليسم بيماري دوران كودكي دموكراسي‌ها و واقعيت گريز ناپذيري است كه بايد با آن كنار آمد. تلاش مي‌كنم با آن كنار بيايم و بيشتر بنويسم.

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: