Skip to content
22 فوریه 2011 / نيما نامداري

هاشمي: استخوان در گلوي نظام

حكومت معضل هاشمي رفسنجاني را چگونه مي‌خواهد حل كند؟ هاشمي آن‌قدر زرنگ است كه با سكوت دو ساله‌اش خود را در وسط شكاف حكومت و مخالفان قرار داده حكومت هم آن‌قدر ناشي است كه با تمركز عصبي بر سكوت هاشمي عملا به او كمك كرده كه بي‌عملي‌اش خود به يك عمل سياسي بدل شود. يعني عملا هاشمي كاري نكرده كه بشود از مناصب حذفش كرد اما همين كه كاري نكرده از منظر حكام، خودش بدترين كار ‌است. مشخص است كه هاشمي فكر مي‌كند حفظ منصب رياست خبرگان فعلا مهم‌ترين ماموريت او است. دوره فعلي مجمع تشخيص مصلحت به زودي به پايان مي‌رسد و اگر هاشمي در سمت رياست خبرگان ابقا شود بعيد است رهبري پيشگام حذف هاشمي شود. به همين دليل او ترجيح مي‌دهد بي‌طرفي فعال خود را حفظ كند.

اما ساختار سياسي و تركيب مجلس خبرگان به گونه‌اي است كه بعيد است كسي نامزد رقابت با هاشمي شود. در اين سي سال هميشه مجلس خبرگان در اختيار بخش محافظه‌كار روحانيت بوده و آخوندهاي سياسي‌ و تند و تيز نظير شيخ محمد يزدي و مصباح يزدي راي كافي در آن ندارند. ضمن اينكه اغلب آخوندهاي محلي (به قول خودشان علماي بلاد) اصلا تمايلي ندارند رياست خبرگان در اختيار آدم‌هايي باشد كه موضع متصلب دارند و اهل مذاكره نيستند. براي اينها حسن هاشمي در اين است كه اهل تعامل و حمايت است. از آن طرف كانديداهاي اصلي شيوخ كمتر سياسي هم، مهدوي كني و هاشمي شاهرودي هستند. مهدوي كني خيلي خيلي بعيد است وارد رقابت با هاشمي شود اين هم به روابط شخصي اين دو برمي‌گردد هم اينكه دفع هاشمي در مشي سياسي مهدوي كني نيست و او خود بهتر مي‌داند اگر وارد رقابت با هاشمي شود (كه احتمالا پيروز هم خواهد شد) عملا ضربه اول دومينوي حذف هاشمي را زده و زدن اين ضربه دل مي‌خواهد، ناسلامتي هاشمي مخزن‌الاسرار انقلاب است! هاشمي شاهرودي هم خواب مقامات عاليه در آتيه را مي‌بيند و ترجيح مي‌دهد وارد جناح‌بندي‌ها نشود تا خود را براي آينده حفظ كند ضمن اينكه از نظر پرستيژي بهتر است آدم رئيس جلسه‌اي نباشد كه قرار است در آن جلسه به او راي بدهند.

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: