Skip to content
15 فوریه 2011 / نيما نامداري

گزاره‌هاي پراكنده درباره تظاهرات 25 بهمن در تهران

1- من كمي دير به خيابان رفتم اما در خيابان آزادي حدفاصل رودكي تا ميدان آزادي جمعيت قابل توجهي در خيابان حركت مي‌كردند. من نديدم از مخالفان كسي شعار دهد يا نمايشي سياسي داشته باشد اما كاملا معلوم بود اين همه آدم چرا در خيابان حركت مي‌كنند. دوستاني كه در مناطق ديگر بوده‌اند هم مي‌گويند جمعيت قابل توجه بوده‌است. من در راه‌پيمايي 25 خرداد پارسال نبوده‌ام اما بر اساس عكسها و توصيفها بي‌ترديد مي‌توان گفت اين جمعيت با آن جمعيت اصلا قابل مقايسه نبود. اگر بخواهم مانند گزارش‌گران رسانه‌اي عبارتي براي توصيف بزرگي جمعيت به كار ببرم آنها را «ده‌ها هزار نفر» مي‌خوانم.

2-  جمعيت بيشتر از آن بود كه فكر مي‌كردم. اساسا خيلي‌ها انتظار نداشتند بعد از يك سال و نيم سركوب و داغ و درفش مردم در اين حد به خيابان‌ها بيايند. به نظرم حكومت هم اين انتظار را نداشت. همين مشاركت غير منتظره باعث شده كه عده‌اي در ابعاد تظاهرات ديروز اغراق كنند.

3- از نظر من شركت در اين برنامه‌ها اگرچه يك واجب كفايي است اما از نظر عقلي بايد بصرفد. يعني چه؟ يعني بايد تعداد شركت كنندگان آن‌قدر زياد باشد كه تظاهرات واقعا تظاهر داشته باشد و سركوبش براي حكومت مثل آب خوردن و بي‌هزينه نباشد. اغلب آدم‌ها اگر حدس بزنند كه كسي نمي‌آيد و تجمع نمي‌گيرد ترجيح مي‌دهند ريسك نكنند. اصولا زياد بودن، شجاعت مي‌آورد. خيلي‌ها كه مثل من فكر مي‌كردند برنامه ديروز نمي‌گيرد ترجيح دادند ريسك نكنند اما بعد از يكي دوساعت كه اولين خبرها آمد (و عجيب اينكه موبايل و اينترنت تقريبا برقرار بود) و ماها  شنيديم جمعيت در حدي هست كه شركت در آن عليرغم ريسك، ارزش سياسي داشته باشد موج دوم معترضان راهي خيابانها شدند. اين است كه در اخبار مي‌بينيد و مي‌شنويد تا اواخر شب جمعيت در خيابان‌ها وجود داشته‌است.

4- در جاهايي كه من بودم خشونت نبود. اما در مناطقي خشونت خيلي شديد بوده و تيراندازي هم‌ شده‌بود.

5- نكته تكان دهنده براي من تعداد انبوه نوجوان‌هاي بسيجي بود كه با لباسي خاص و باتوم در دست در خيابانها مستقر شده بودند. بسياري از آنها زير هجده سال سن داشتند و در چند مورد كساني را ديدم كه به يقين مي‌توانم بگويم دانش آموز مقطع راهنمايي بودند. جالب اينكه اينها عمدتا انتظار درگيري را نداشتند و بيشتر به قصد تفريح (يك جور فستيوال و موقعيت با رفقا بودن) حاضر شده بودند. به نظرم علت اينكه خشونت در تمام مناطق ديده نمي‌شد همين كمبود نيروهاي آب‌ديده در عوامل حكومت بود كه باعث شده بود ناچار شوند نيروهاي‌ خون‌ديده‌شان را در مناطق مشخصي متمركز كنند.

6- مقايسه اين حركت با اتفاقات تونس و مصر شوخي است. نه پايداري و گستردگي و هدفمندي معترضان اينجايي با آنجايي قابل مقايسه است نه اعتقاد و گستردگي و سازماندهي حاميان حكومت اينجا با آنجا. البته فكر مي‌كنم مشاهده تصاوير مردم مصر در انگيزش مخالفان اثراتي داشته‌است، دست كم در حد تهييج حسي و عاطفي.

7-  استباط كلي من اين است كه گستردگي دامنه هواداران طرفين در يك سال اخير در شهر تهران تغيير نكرده‌است اما شكاف عميق‌تر شده است. به وضوح طرفين از هم متنفر هستند و اگر بتوانند (كه حاميان حكومت مي‌توانند) ابايي از خشونت عليه هم ندارند.

8- نقش بي‌بي‌سي فارسي را جدي بگيريد. اين رسانه ايرادهاي حرفه‌اي دارد اما موثرترين است و مخاطب فعال دارد. فكر مي‌كنم يكي از دلايل شلوغ شدن ديروز اطلاع‌رساني بي‌بي‌سي بود. مخاطب چون فهميده بي‌بي‌سي محافظه‌كار است و سعي مي‌كند كاه را كوه نكند وقتي از بي‌بي‌سي مي‌شنود فلان جا شلوغ شده باور مي‌كند واقعا آنجا شلوغ شده و اين به درك درست ابعاد واقعه كمك مي كند.

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: