Skip to content
23 ژانویه 2011 / نيما نامداري

غم خالق يكتا

زندگي مشترك چيست؟ وقتي دو آدم با هم زندگي ميكنند چه چيز به زندگي تنهايي آنها اضافه مي‌شود كه زندگي مشترك را از تنها متمايز مي‌كند؟ خوشي با هم بودن؟ لذت هم‌آغوشي؟ گذران وقت؟ سرگرمي يكديگر؟ تلاش مشترك معاش؟ بده بستان شخصيتي؟ كدام يك؟ براي من وجه تمايزبخش زندگي مشترك، چيزهايي هست كه با هم «خلق» كرده‌ايم يعني آنچه كه ساختنش محصول هر دوي ما بوده و اگر هر كدام از ما به تنهايي مي‌ساخت جور ديگري از كار در مي‌آمد. مثلا اسباب و خورده ريز زندگي كه با هم جمع كرده‌ايم، يعني حتي همان ظرف و قاشق چنگالي كه با هم  خريده‌ايم. نظمي كه با هم به كمد لباسها داده‌ايم. شكلي كه با هم به مبلمان خانه داده‌ايم. شيوه گذران وقتي كه با هم براي اوقات روزمره (شبهاي با هم بودن، عصرهاي دلگير و صبح‌هاي دل‌انگيز ‌جمعه و …) آفريده‌ايم. گوشه‌ها و زوايايي در شهر كه با هم به آنها معنا داده‌ايم. آدم‌هايي كه با هم قضاوت‌شان كرده‌ و قالب رابطه‌‌شان  را ريخته‌ايم. خاطراتي كه با هم ساخته‌ايم. آزارهايي كه با هم  به هم داده‌ايم و دردهايي كه با هم مسكن‌شان را ساخته‌ايم. …

اين خلقتها و آفرينشهاي با هم است كه زندگي را مشترك مي‌كند. از هم دور كه مي‌شويد ابتدا عرصه آفرينش محدود مي‌شود بايد به واژه‌ها قناعت كرد، خالق يكتاي غمگين مي‌شوي. اما به مرور براي خلقت با هم عرصه جديدي پيدا مي‌شود. دوري‌هاي با هم، تجربه‌هاي تنهايي باهم، لحظات دلتنگي كه با هم مي‌گذرانيد و رابطه جديدي كه با هم خلقش مي‌كنيد. با هم، دور از هم!

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: