Skip to content
6 سپتامبر 2010 / نيما نامداري

غذاي جيره‌بندي، مي‌خوري و مي‌خندي!

صبح امروز جايي نشسته بودم. منتظر بودم نوبتم شود. از تلويزيون سالن انتظار، برنامه خردسالان شبكه دو پخش مي‌ شد. برنامه‌اي بود كه يك خانم مجري-بازيگر داشت و چند عروسك نسبتا بانمك. مشخص بود كه برنامه براي كودكان زير هفت هشت سال است. داستان برنامه اين بود كه به دلايلي همه نانوايي‌ها، مغازه‌ها و رستورانهاي اطراف خانه عروسكها تعطيل بودند و اينها بايد فكري براي غذا مي‌كردند. خانم مجري-بازيگر دو راه پيشنهاد كردند: جيره‌بندي و خودكفايي! خوردني‌هايي كه در يخچال داشتند جيره‌بندي شد همين‌طور تصميم گرفتند از اين به بعد در حياط خانه خودشان سبزي و ميوه و … پرورش بدهند تا روي پاي خودشان بايستند كه ديگر محتاج ديگران نشوند. آخر برنامه عروسكها كه كلي شاد بودند فهميدند جيره‌بندي و خودكفايي  چقدر چيز خوبي است و با هم آواز مي‌خواندند: غذاي جيره‌بندي، مي‌خوري و مي‌خندي!

ظاهرا كاغذپاره هاي شوراي امنيت بدجوري ترسانده‌است.

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: