Skip to content
16 اوت 2010 / نيما نامداري

روزه‌داري محض تنوع

پيش‌نوشت: اين نوشته كوتاه به هيچ وچه در رابطه با اعتقادات و كردار آدم‌ها قضاوتي نمي‌كند، اساسا اشاره‌اش به آدم‌هاي واقعا معتقد نيست.

برايم جالب است آدم‌هايي كه تقريبا به هيچ يك از مناسك مذهبي مثل نماز و حجاب پايبند نيستند، حلال و حرام فقهي را در مسائلي نظير ارتباط با جنس مخالف، ذبح شرعي و نوشيدن مشروبات الكلي رعايت نمي‌كنند حتي منهيات اخلاقي مثل غيبت و دروغ و امثال اينها را هم مراعات نمي‌كنند ناگهان چه اتفاقي مي‌افتد كه در دهه اول محرم سياه‌پوش مي‌شوند و در رمضان روزه‌گير!

مي‌فهمم كه بگير و ببندها و برخورد با روزه‌خواري عملا شرايطي ايجاد مي‌كند كه روزه گرفتن از نگرفتن آن ساده‌تر باشد اما همه داستان اين نيست. فكر مي‌كنم رمضان و عاشورا براي اين گونه آدم‌ها نوعي كاركرد فستيوال گونه پيدا كرده‌ است. يك مناسبت جمعي كه فضاي جامعه را تغيير مي‌دهد و آدم‌ها با مشاركت در آن نوعي حس شور و هيجان پيدا مي‌كنند. اينكه تعداد قابل توجهي آدم همه در يك لحظه شروع به خوردن كنند، همه دنبال خريد بربري و سنگك باشند، هليم بخورند در صف زولبيا و باميه بايستند، مهماني‌هاي افطاري‌ دوره‌اي بروند، شبها پاي سريالهاي ويژه رمضان بنشينند و فردا صبح درباره‌شان با همكار و دوست و آشنا صحبت كنند، بعد ازظهرها درباره اينكه چند روز را روزه گرفته‌ و چند كيلو وزن كم كرده‌اند و چقدر آدمهاي متفاوتي هستند كه صبحها بدون سحري خوردن روزه مي‌گيرند براي هم كري بخوانند و عصرها در مسابقه قبل از افطار به خانه رسيدن شركت كنند، اين حال و هوا خاص همين ماه است و نوعي هويت جمعي موقت براي آدم‌ها ايجاد مي‌كند: ما روزه‌دارها، آنها روزه‌خوارها!

اينها زندگي روزمره را تغيير مي‌دهند و در يكنواختي ايام تنوعي ايجاد مي‌كنند. چند روزي حال و هواي همه عوض مي‌شود. خوب است، نه؟

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: