زندان: نهادي در جامعه مدني
1- يكي از مشكلات ديكتاتورها، انفعال دائمي است. ديكتاتورها خوب ميدانند هيچ شيوه و ابزار سركوبي وجود ندارد كه خيال آنها را براي هميشه راحت كند. تكنولوژي سركوب هنوز آنقدر پيشرفت نكرده كه سركوبگران بتوانند در پايان يك روز كاري شاد و خندان كارت خروج بزنند و با خيال آسوده به خانه بروند و خيالشان راحت باشد كه بله، همه چيز تمام شد! قال قضيه را كنديم، از فردا صبح ديكتانوري مستدام و بي دغدغه خواهد بود. نه هنوز آن روز نرسيده.
2- تجربه جنبشهاي اعتراضي در همه كشورها و همين ايران قبل از انفلاب نشان ميدهد در شرايط تشديد سركوب، «زندان» كه قرار بوده براي كنترل و محدوديت باشد خود مولد مبارزه و توسعه مقاومت ميشود. همنشيني ناگزير طيف متنوعي از مبارزان سياسي كه فارغ از مشغلهها و چرب وشيرين زندگي آزاد، ناچار به تعامل با هم هستند منجر به ايجاد پيوندهاي عاطفي شده و نهاد جديدي كه متكي به دو مولفه نارضايتي سياسي و همبستگي صنفي است (مشكلات روزمره زندانيان را ميتوان مسائل صنفي دانست؟) ايجاد ميشود. در شرايطي كه شدت سركوب موجب ركود در جامعه مدني شده نهادهاي مدني جديد حول زندانيان سياسي ايجاد ميشود. خانوادههاي آنها در بيرون و خود آنها درون زندان جامعه مدني را زنده نگاه ميدارند. تجربه زندانيان قبل از انقلاب نشان ميدهد كه پايداري اين نهادهاي غيررسمي گاهي بسيار بيشتر از نهادهاي رسمي است.
3- اعتصاب غذاي زندانيان سياسي اوين و همبستگي زندانيان سياسي ديگر زندانها نشانه قوت يافتن شيوه جديدي در مبارزه است. بسياري از افرادي كه اگر آزاد بودند كنش سياسي آنها بازتاب چنداني نداشت يا اگر به تنهايي اعتصاب غذا ميكردند بازتاب كمي پيدا ميكرد اكنون به واسطه شكل گيري تشكلهاي غيررسمياي نظير زندانيان سياسي بند فلان و خانوادههاي زندانيان سياسي بند بهمان، توانستهاند محرك تداوم مبارزه و مقاومت شوند. قطعا اين شكل مبارزه، رنجها و دشواريهاي زيادي براي آنها و خانوادههايشان دارد (كه وظيه ما شرمندگان آزاد تلاش براي كاهش رنجهاي آنها است) اما هزينههايش براي حاكميت «مضاعف» خواهدبود.
